میهن پرست مبارک باد.
به امید آزادی ایران عزیزمان و برچیده شدن دائمی بساط اهریمن از سرزمین مقدسمان. همواره یاد شهیدان مشروطیت و همه شهیدان ایران زمین را گرامی میداریم.
ای خدای قدوس ما، آزادی ایران عزیزمان را از تو می طلبیم و با ایمان می دانیم که سحر نزدیک است....... در نام عیسی مسیح. آمین
همانطور که پیشتر ذکر شد از ایران و ایرانی در کتاب مقدس به دفعات زیاد نام برده و به این قوم ارزش زیادی داده شده. در این قسمت قصد دارم به وعده خدا به ابراهیم و ارتباط آن با کوروش و ایران بپردازم. در کتاب مقدس سفر پیدایش، فصل ۱۲ آیه ۳ می خوانیم که خداوند به ابراهیم می فرماید: آنانی را که به تو خوبی می کنند برکت میدهم، و آنانی را که به تو بدی می نمایند لعنت می کنم. همه مردم دنیا از تو برکت خواهند یافت. در این آیه به وضوح نیت خداوند آشکار است. لازم به ذکر است که ابراهیم پدر قوم اسراییل است و منظور خداوند چنین بوده که مردم و قومی که قوم ابراهیم یعنی اسراییل را برکت دهند برکت خواهند یافت. حال به بررسی آیاتی از کتاب مقدس که به ارتباط کوروش به این موضوع اشاره دارد می پردازیم:
در کتاب عزرای نبی که یکی از کتب کتاب مقدس است در فصل ۱، آیات ۱ تا ۴ در مورد کوروش می خوانیم: در سال اول سلطنت کوروش پادشاه پارس، خداوند آنچه را که توسط ارمیای نبی فرموده بود به انجام رساند. خداوند کوروش را بر آن داشت تا فرمانی صادر کند و آن نوشته را به سراسر سرزمین پهناورش بفرستد. این است متن آن فرمان: من کوروش پادشاه پارس، اعلام می دارم که خداوند،خدای آسمانها، تمام ممالک جهان را به من بخشیده و به من امر فرموده است که برای او در شهر اورشلیم که در یهودا است خانه ای بسازم. بنابر این، از تمام یهودیانی که در سرزمین من هستند،کسانی که بخواهند می توانند به آنجا بر گردند و خانه خداوند، خدای اسراییل را در اورشلیم بنا کنند. خدا همراه ایشان باشد! همسایگان این یهودیان باید به ایشان طلا و نقره، توشه راه و چهار پایان بدهند و نیز هدیه برای خانه خدا تقدیم کنند.
اما بار دیگری که در مورد این موضوع صحبت می شود در کتاب اشعیای نبی یکی دیگر از کتاب های کتاب مقدس است. لازم به ذکر است که اشعیای نبی ۷۰۰ سال قبل از میلاد و کوروش حدود ۵۰۰ سال قبل از میلاد می زیسته. پس این پیشگویی حدودا ۲۰۰ سال قبل از آمدن کوروش بوده است.در این کتاب در فصل ۴۴ آیه ۲۸ چنین می خوانیم: (خداوند می فرماید) اکنون درباره کوروش می گویم که او رهبری است که من بر گزیده ام و خواست مرا انجام خواهد داد. او اورشلیم را باز سازی خواهد نمود و خانه مرا دوباره بنیاد خواهد نهاد.
در ادامه این مطلب در کتاب اشعیای نبی فصل ۴۵ ایات ۱ تا ۸ می خوانیم: خداوند کوروش را بر گزیده و به او توانایی بخشیده تا پادشاه شود و سرزمین ها را فتح نماید و پادشاهان مقتدر را شکست دهد. خداوند دروازه های بابل را بر روی او باز می کند، آنها دیگر بر روی کوروش بسته نخواهند ماند. خداوند می فرماید: ای کوروش من پیشاپیش تو حرکت می کنم، در وازه های مفرغی و پشت بند های آهنی را می شکنم. گنج های پنهان شده در تاریکی و ثروت های نهفته را به تو می دهم.. انگاه خواهی فهمید که من خداوند، خدای اسراییل هستم و تو را به نام خوانده ام. من خداوند هستم و غیر از من خدایی نیست. زمانی که مرا نمی شناختی، من به تو توانایی بخشیدم، تا مردم سراسر جهان بدانند که غیر از من خدایی وجود ندارد و تنها من خداوند هستم. من آفریننده نور و تاریکی هستم، من پدید آورنده رویدادهای خوب و بد هستم. من که خداوند هستم همه این چیز ها را به وجوی می آورم. ای آسمان، پیروزی را بباران و ای زمین از ان سیراب شو تا از تو آزادی و عدالت بروید. من که خداوند هستم این را انجام خواهم داد.
در تمام آیاتی که ذکر شد نقش کوروش کبیر پدر ایران زمین در نجات و برکت بخشیدن به قوم اسراییل مشخص و واضح است. پس طبق وعده خداوند فرزندان کوروش که ما ملت ایران هستیم از جانب خدا برکت خواهیم یافت.
هر روزه شاهد ایمان آوردن هموطنانمان به خدای واحد حقیقی هستیم و یقین داریم که روزی خواهد رسید که نور خدای راستین آسمان کشور عزیز ما ایران را نور باران خواهد کرد.روز سر بلندی و برکت ایران عزیز ما خواهد رسید و آنروز چندان دور نخواهد بود. روزی شاهد پیروزی نور بر ظلمت و بر چیده شدن بساط اهریمن از سرزمین مقدسمان خواهیم بود. پس همواره برای کشورمان دعا خواهیم کرد و یقین داریم که سحر نزدیک است. دنباله این بحث را در قسمت های بعدی خواهم نوشت. همه شما عزیزان را به خداوند زنده عیسی مسیح می سپارم.
ای که گفتی که چرا باید رفت از کجایی و کجا باید رفت
گویدت مژده عیسی مسیح از خدایی به خدا باید رفت
خواهران و برادران عزیزم همین الان که به وبلاگ دوست عزیزم ستاره سر زدم، متاسفانه فهمیدم مادر عزیزشان سکته مغزی کردند و ستاره جان از همه خواستند که دعا کنند.
من هم همین جا از همه عزیزانم در خواست می کنم که به در گاه خداوند زنده ما عیسی مسیح دعا کنند زیرا مسیح همان است که در گذشته بود یعنی خدای لا یتناهی. همان طور که آن هنگام بیماران را شفا میداد همین امروز هم می تواند این کار را انجام دهد چون تنها اوست خدای حقیقی واحد.
شما عزیزان را به دستان پر قدرت عیسی مسیح می سپارم.
دوستان عزیزم آیا می دانستید که در مورد کشور عزیز ما ایران بارها در کتاب مقدس سخن به میان رفته است؟
اسامی پادشاهان بزرگی چون کوروش، داریوش، و خشایارشا در کتاب مقدس در قسمت های مختلف ذکر شده. ایران مقدس ما یکی از مکان هایی است که خداوند در اجرای نقشه ازلیش در مورد نجات بشر از گناه توسط عیسی مسیح ار آن استفاده کرده است.
بسیاری از شخصیت های مهم کتاب مقدس چون دانیال و استر در ایران درخشیدند و مقبره آنها در ایران می باشد.
خداوند از ایران عزیز ما استفاده کرده و قطعا در آینده هم خواهد کرد.
بر عکس تعالیم دروغین که از ایرانی به عنوان عجم که کلمه توهین آمیزی است نام می برند خدای واحد حقیقی به ایران و ایرانی عظمت و برکت داد و قطعا آینده روشنی به سرزمین والای ما خواهد داد.....
ادامه دارد......
مدتی طولانی است که تصمیم دارم در مورد ایرانیان در کتاب مقدس بنویسم اما هربار کار دیگری پیش آمد......
این بار هم تصمیم گرفتم مقاله ای در مورد تثلیث در وب سایتم قرار دهم چرا که بسیاری از دوستان مسلمان عزیز ما مسیحیان را به شرک و پرستش سه خدا متهم می کنند لذا لازم دانستم که با قرار دادن این مقاله هم جوابی به شبهات این عزیزان داده شود و هم راهنمای دوستان حق جو باشد.
اين ادعا که مسيحيان به وجود سه خدا معتقدند، کاملاً نادرست است و با اعتقادات اساسی مسيحيان واقعی، هماهنگی ندارد. مسيحيان فقط به يک خدای واحد و يکتا اعتقاد دارند و تمام قسمتهای کتاب مقدس بر اين حقيقت شهادت میدهند. در حدود سه هزار و پانصد سال قبل، موسی پيامبر از طرف خدا به بنیاسرائيل فرمود: "ای اسرائيل بشنو يهوه خدای ما يهوه واحد است" (عهد عتيق، تثنيه ٤:٦)، و اين قسمتی از دعای روزانه يهوديان بود. همچنين در عهد جديد میخوانيم که يکی از علمای دين يهود از عيسی پرسيد: "کدام حکم شريعت، مهمترين همه است؟ عيسی به او فرمود، مهمترين حکم اين است، بشنو ای اسرائيل، خداوند خدای ما، خداوند يکتاست" (انجيل مرقس ٢٨:١٢ و ٢٩). کتاب مقدس به جويندگان حقيقت نشان میدهد که فقط يک خدا وجود دارد. در بخش ديگری از انجيل مقدس میخوانيم: "زيرا تنها يک خدا هست و بين خدا و آدميان نيز تنها يک واسطه وجود دارد، يعنی آن انسان که مسيح عيسی است، او که با دادن جان خود، بهای رهايی جمله آدميان را پرداخت. بر اين حقيقت در زمان مناسب شهادت داده شد،" (اول تيموتاوس ٥:٢ و٦).
علت بوجود آمدن اين سوءتفاهم که مسيحيان به سه خدا اعتقاد دارند، درک نکردن معنای لفظ "تثليث" از سوی غيرمسيحيان است. در مسيحيت، تثليث مربوط به تعداد خدايان نمیشود، بلکه بيان کننده ذات و طبيعت خدای يکتا است. بطور کلی ذات خدا، جزو اسراری است که فهميدن آن برای هر کس چندان آسان نيست. درک ذات خدا، بايد با هدايت روح خدا انجام بگيرد، وگرنه با استدلالهای انسانی و ديد دنيوی نمیتوان به اين راز مهم پیبرد. امور الهی را بايستی با ايمان به خدای حقيقی و اتکاء بر مکاشفات الهی درک کرد، پس صرفاً به اين دليل که درک تثليث مشکل است، نمیتوان واقعيت تثليث را انکار نمود. در گذشته اگر شخصی ادعا میکرد که امکان دارد انسانها از هزاران کيلومتر فاصله، از طريق وسيلهای با يکديگر ارتباط ايجاد کنند، او را غيرمنطقی میخواندند. چون اين موضوع خارج از حدود تجربيات انسانی بود، بسياری آنرا نشدنی فرض میکردند. تا اينکه دانشمندان ايجاد ارتباط از فاصله دور را به طريقهای مختلف عملی ساختند و امروزه يکی از ضروريات زندگی ما شده است. به قول اديسون مخترع معروف، ما هنوز قسمت بسيار کوچکی از دانستنیها را هم نمیدانيم! درواقع، آنچه خدا آفريده، پر از اسرار شگفتانگيز است. اگر يک اتم، که آن را کوچکترين ذره ماده میدانند، از لحاظ علمی اينقدر پيچيده باشد، پس درباره ذات و طبيعت خدای بسيار عظيمی که آفريننده اتم و تمام عالم هستی است چه بايد گفت؟ خوشبختانه کتاب مقدس، ذات خدا را برای ما آشکار نموده است.
کتاب مقدس که تماماً از الهام خدا است، برای ما روشن میسازد که خدا واحد و يکتا است و هيچ شريکی ندارد. اما خدا در عين وحدانيت، در ذات خود از سه شخص الهی يا سه اقنوم برخوردار میباشد که پدر و پسر و روحالقدس ناميده شدهاند. به اين صورت، وحدت خدا وحدتی مرکب است و ذات و طبيعت او تثليثی يا سهگانه میباشد. بايستی توجه داشته باشيم که وقتی میگوئيم خدا واحد و يکتا است اما او از پدر و پسر و روحالقدس تشکيل شده، اين اعتقاد با عقيده سه خدائی کاملاً فرق دارد. در مسيحيت، ما سه خدا را نمیپرستيم، بلکه يک خدای واحد را که از پدر و پسر و روحالقدس تشکيل شده است. اين سه شخصيت الهی، در ماهيت و ذات کاملاً با يکديگر همانند و در قدرت و جلال کاملاً با هم برابر هستند.
برای درک تثليث میتوان به نمونههای زيادی در عالم طبيعت اشاره کرد، اما در اينجا فقط چند نمونه ذکر میگردد تا بيشتر متوجه شويم که وحدت مرکب چه معنايی دارد و چطور ممکن است که سه در يک قرار گرفته و واحد و يکتا باشد! يک شعله شمع، از حرارت و نور و انرژی تشکيل شده است. يک اتم، شامل پروتون و نوترون و الکترون است. يک مثلث، سه ضلع دارد. يک کتاب، دارای طول و عرض و ارتفاع است. يک انسان، از روح و جان و بدن تشکيل شده است. ضمناً در رياضيات، اگر سه عدد يک را در کنار هم قرار داده و در ميان آنها علامت ضربدر بگذاريم، نتيجه يک میشود. پس نبايد تعجب کرد که يک خدا، شامل سه شخص الهی باشد که بر اساس کتابمقدس پدر و پسر و روحالقدس نام دارند.
در کتاب مقدس، چه در عهد عتيق و چه در عهد جديد، آيات زيادی هست که وجود تثليث در ذات خدای واحد را بيان میکنند. در اولين آيه از کتابمقدس، يعنی پيدايش فصل اول، آيه يک میخوانيم: "در ابتدا خدا آسمانها و زمين را آفريد". در اين آيه، کلمه عبری "الوهيم" که يکی از نامهای خدا در کتاب مقدس است، فرم جمع دارد و به وحدت مرکب خدای خالق اشاره میکند، اما فعلی که در آيه بکار رفته مفرد است. در آياتی ديگر در کتاب مقدس، مانند پيدايش ١: ٢٦، ٣: ٢٢ و ١١: ٧ میبينيم که وقتی خدا سخن میگويد، خود را بصورت جمع معرفی میکند تا متوجه شويم که او وحدتی مرکب و خدای واحد سهگانه میباشد. حتی در آيه معروف "ای اسرائيل بشنو يهوه خدای ما يهوه واحد است"، لغت عبری "اخاد" که به معنای يک و واحد میباشد، به وحدت مرکب اشاره دارد و دليلی ديگر برای اثبات تثليث در ذات خدا است. در عهد جديد نيز آياتی از قبيل، "پس برويد و همه ملتها را شاگرد من سازيد و آنها را به نام پدر و پسر و روحالقدس تعميد دهيد،" (متی ٢٨: ١٩) و "فيض عيسی مسيح خداوند، محبت خدا و رفاقت روحالقدس، با همه شما باد آمين." (دوم قرنتيان ١٣: ١٤) و ذکر مکرر سه شخصيت الوهيت، يعنی پدر و پسر و روحالقدس در قسمتهای مختلف کلام خدا، بيان کننده تثليث مقدس میباشند.
در متی فصل سوم، آيات ١٣ تا ١٧ در واقعه تع مسيحيان واقعی، هماهنگی ندارد. مسيحيان فقط به يک خدای واحد و يکتا اعتقاد دارند و تمام قسمتهای کتاب مقدس بر اين حقيقت شهادت میدهند. در حدود سه هزار و پانصد سال قبل، موسی پيامبر از طرف خدا به بنیاسرائيل فرمود: "ای اسرائيل بشنو يهوه خدای ما يهوه واحد است" (عهد عتيق، تثنيه ٤:٦)، و اين قسمتی از دعای روزانه يهوديان بود. همچنين در عهد جديد میخوانيم که يکی از علمای دين يهود از عيسی پرسيد: "کدام حکم شريعت، مهمترين همه است؟ عيسی به او فرمود، مهمترين حکم اين است، بشنو ای اسرائيل، خداوند خدای ما، خداوند يکتاست" (انجيل مرقس ٢٨:١٢ و ٢٩). کتاب مقدس به جويندگان حقيقت نشان میدهد که فقط يک خدا وجود دارد. در بخش ديگری از انجيل مقدس میخوانيم: "زيرا تنها يک خدا هست و بين خدا و آدميان نيز تنها يک واسطه وجود دارد، يعنی آن انسان که مسيح عيسی است، او که با دادن جان خود، بهای رهايی جمله آدميان را پرداخت. بر اين حقيقت در زمان مناسب شهادت داده شد،" (اول تيموتاوس ٥:٢ و٦).
در تعميد عيسی در رود اردن، میبينيم که پس از تعميد، روحالقدس مثل کبوتری نزول نموده بر عيسی قرار گرفت. همچنين صدای خدای پدر از آسمان شنيده شد و فرمود، اين است پسر عزيز من که از او خوشنودم. به اين ترتيب در صحنه زيبای تعميد عيسی، حضور و اتحاد و هماهنگی پدر و پسر و روحالقدس، بطور واضح بر واقعيت "تثليث" شهادت میدهند.
در خاتمه، مسيحيان خدای واحد را که طبيعتی سهگانه دارد و از پدر و پسر و روحالقدس تشکيل شده عبادت مینمايند. خدای پدر ناديده، توسط پسر يگانهاش عيسی مسيح به جهانيان آشکار گرديد و پسر خدا، عيسی مسيح خداوند، با خون و مرگ خود بر صليب و قيام از مردگان، نجات و حيات جاويد را برای جهانيان فراهم کرد. و روحالقدس همان تسلیدهنده و پشتيبانی است که در قلب ايمانداران به مسيح ساکن میگردد و آنان را به تمام حقيقت رهبری مینمايد.
نقشه خدا برای انسان
هدف از خلقت انسان که همواره پیچیده ترین پدیده تاریخ جهان به حساب می آید چه بوده است؟ خداوند انسانها را به سیرت خود آفرید ( پیدایش 1: 26). او انسانها را برای مشارکت با خود آفرید تا او خدای آنها و آنها قوم او باشند (خروج 6: 7- لاویان 26: 12، ارمیا 7: 23، ارمیا 31: 33، دوم قرنتیان6: 16و مکاشفه 21: 3).
خدا انسانها را به سیرت خود آفرید لذا همه انسانها دارای اراده و حق انتخاب هستند. خداوند برای خیریت انسانها و راهنمایی آنها دستورات خود را از طریق کلامش ارایه کرده است که این دستورات یا همان کلام خدا سبب برکت در زندگی و راهنمایی برای یک زندگی موفق است. خداوند هنگامی که آدم و حوا را آفرید دستور خود را در مورد نخوردن میوه درخت شناخت نیک و بد به آنها اعلام کرد ( پیدایش 2: 17). ولی متاسفانه آنها بجای اطاعت از خدا راه خود را رفتند، از میوه آن درخت خورده، بدین ترتیب قانون خدا را شکستند و گناه کردند. ذکر این نکته در اینجا ضروری است که گناه چیزی جز شکستن قانون خدا نیست و گناه تنها شامل قتل ، زنا و.... نمی شود. همینکه ما به جای اینکه راه خدا را اطاعت کنیم به راه خود می رویم گناه است. در قسمت هایی از کتاب مقدس هم به وضوح گفته شده که گناه چیزی جز شکستن قانون خدا نیست.( اول یوحنا 4:3 ، پیدایش 3: 6) چون خداوند قدوس است لذا با گناه آدم و حوا مرگ یعنی جدایی به سراغ آدم و حوا و نسل آنها یعنی انسانها آمد. در اینجا لازم است که در مورد دو شخصیت بارز خدا یعنی قدوسیت و محبت توضیح دهیم. خداوند قدوس است و در او هیچ گناهی نیست. بر قدوسیت خدا به کرات در کتاب مقدس اشاره شده است (خروج 15: 11، تثنیه 32: 51، اشعیا 6: 3، یعقوب 1: 17 و مکاشفه 4: 8). وجهه دیگر شخصیت خدا محبت می باشد که محبت خدا را هم در کتاب مقدس در قسمت های مختلف مشاهده می کنیم ( خروج 15: 13، تثنیه 7: 12 ، مزمور 109: 26 و اول یوحنا 4: 8 و 16).
طبق صحبت های عنوان شده گناه آدم و حوا سبب جدایی آنها از خدا گردید. از آن پس گناه در نفس همه انسانها رخنه کرد و نفس همه انسانها گناه آلود گردید ( رومیان 12:5). مثالی می زنم: فرض کنید یک ظرف آب زلال دارید، حالا یک قطره جوهر در آن بیندازید آن آب دیگر زلال نیست زیرا جوهر در تمام ظرف پخش می شود و آب را از زلال بودن خارج می سازد. گناه هم به همین ترتیب وارد جهان گردید و همه انسانها را آلوده کرد. از ابتدای خلقت تمامی انسانها از جمله پیامبران خدا به علت نفس گناه آلودشان مرتکب گناه شدند. بعنوان مثال موسی قتل کرد( خروج 12:2). داوود نبی هم مرتکب زنا شد و هم قتل کرد ( دوم سموییل 11: 4 و 14 تا 17). مطابق کلام خدا همه گناه کرده اند و از جلال خدا محرومند.( رومیان 3: 10 و 23) گفتیم که به علت گناه مرگ جسمانی و روحانی به سراغ آدمیان آمد و مرگ شامل حال همه انسانها شد. اما در این جاست که دیگرشخصیت بارز خدا یعنی محبت را به وضوح مشاهده می کنیم. خدای محبت نقشه ازلی خود را برای نجات ابدی ما انسانها از مرگ و جدایی از خدا از طریق پسر روحانیش عیسی مسیح اجرا کرد. همانطور که ذکر شد چون خدا پاک و قدوس است، گناه مرگ یعنی جدایی از خدا را به وجود آورد و جریمه گناه مرگ شد. ( رومیان 6: 23 ) خداوند این جریمه را از طریق عیسی مسیح یا بره خدا ( اشعیا 53: 7 و یوحنا 1: 29) که به خاطر گناهان ما روی صلیب رفت و خونش را ریخت پرداخت کرد.
در اینجا لازم می دانیم در مورد جریمه گناه توضیحی بدهیم: می دانید که همواره جریمه هر گناهی باید داده شود. عده ای به غلط فکر می کنند که کار های خوب آنها می تواند گناهانشان را محو کند. این طرز فکر به هیچ وجه درست نیست. مثالی می زنیم: فرض کنید شما هر روزه در برابر چراغ خطر بایستید اما یکروز رعایت نکنید و از چراغ خطر عبور کنید، پلیس شما را می گیرد و شما باید جریمه همان یکبار عدم رعایت را بدهید . نمی توانید بگویید چون من هر روز قانون را رعایت کردم پس این بار مرا رها کنید. مثال دوم: پزشکی صدها عمل جراحی موفقیت آمیز انجام داده ولی یکبار اشتباه میکند و بیمار فوت می کند باید برای همان یکبار پاسخگو باشد و نمی تواند بگوید چون بارها موفق بوده است پس آن یک بار هم مهم نیست. پس گناهان ما انسانها هم نیاز به پرداخت جریمه دارد و ما نمی توانیم بگوییم به علت اعمال خوب ما گناهانمان محو می شود.
گفته شد که خداوند جریمه گناهان ما را توسط شخص عیسی مسیح پرداخت کرد. خداوند از ابتدا نقشه ازلی خود را به شکلهای گوناگون به انسانها نشان داد و وعده آمدن مسیح را داد. در پیدایش فصل 3 آیه 15 می خوانیم که خداوند به آدم و حوا گفت که مسیح از نسل زن خواهد آمد و عیسی تنها کسی بود که از یک زن باکره و بدون دخالت مرد به این جهان آمد. خداوند قول این برکت را به ابراهیم داد و ما در پیدایش 12: 3 می خوانیم که خداوند به ابراهیم گفت که همه مردم دنیا از او برکت خواهند گرفت. منظور خداوند سخن آمدن مسیح بود. خداوند قول اعطای یک فرزند به ابراهیم و سارا داد . این فرزند که اسحاق نامیده شد بطور معجزه آسا هنگامی که ابراهیم 100 ساله و سارا 90 ساله بود متولد گردید.( پیدایش 21: 5) خداوند نام فرزند اسحاق، یعقوب، را به اسراییل تغییر داد ( پیدایش 33: 28). اسراییل 12 پسر داشت که یکی از آنها یهودا نام داشت و عیسی از نسل یهودا به جهان آمد ( پیدایش49 :10و متی 1: 3). در کتاب اشعیای نبی فصول 7: 9 ، 6:9 و 53) به وضوح پیشگوییهای فراوان در مورد آمدن مسیح موعود را مشاهده می کنیم.
اما براستی جریمه گناه چگونه پرداخت می شود؟ در کتاب مقدس به وضوح در قسمتهای مختلف مشاهده می کنیم که برای رفع گناه می بایستی خونی ریخته شود. دلیل این امر این است که جان جسد در خون است لذا بوسیله ریخته شدن خون جریمه گناه که مرگ است پرداخت می شود (لاویان 11:17). در قسمتهای مختلف کتاب مقدس این حقیقت مشاهده می شود، مثلا وقتی آدم و حوا گناه کردند خود را با برگ پوشاندند ( پیدایش 3: 7). اما خداوند حیوانی ذبح کرد و آنها را با پوست آن حیوان پوشانید که این نشانه مرگ آن حیوان و ریخته شدن خونش بوده است ( پیدایش 3: 21).
مورد مهم دیگری که در کتاب مقدس مشاهده می کنیم و اهمیت فراوان دارد، موضوع عید فصح است. گفتیم که اسراییل 12 پسر داشت. یکی از پسران او لاوی نام داشت و او همان کسی بود که بعد ها از نسل او موسی پا به این جهان گذاشت. خداوند موسی را برگزید تا قوم خود یعنی قوم اسراییل را از اسارت مصریها آزاد سازد. خداوند به موسی قدرت معجزات زیاد داد اما فرعون بعد از دیدن معجزات موسی همچنان قلبش را سخت کرد و اجازه خروج اسراییلها از مصر را نداد. در آن هنگام بود که خداوند از موسی خواست که آخرین حربه را به کار برد و همین حربه بود که سبب نجات قوم اسراییل از مصر گردید. آن حربه این بود: اسراییلها می بایست بره های یک ساله و سالم را قربانی کرده و خون آنها را بر سر در و دو قایمه خانه هایشان بزنند. در همان شب خداوند فرشته مرگ را به مصر فرستاد و هر خانه ای که این علامت بر سر درش نبود پسر ارشدش کشته شد. از جمله پسر ارشد فرعون هم مرد. پس از این واقعه در همان شب فرعون به قوم اسراییل اجازه داد که با طلا، جواهرات، رمه ها و گله ها مصر را ترک کنند. خداوند از قوم اسراییل خواست که هر ساله این واقعه را جشن بگیرند و عید فصح را به مناسبت آزادی خود از مصر برگزار کنند (خروج فصل 12).
بعد از خروج قوم اسراییل از مصر خداوند در بیابان سینا شریعت را به موسی اعطا کرد تا آنرا برای قوم بازگو سازد. موسی شریعت و قوانین را برای قوم بازگو کرد و قوم اسراییل قول داد که از آن پیروی کند و این عهد بین خدا و مردم با ریخته شدن خون بسته شد ( خروج 24: 8). این عهد به عهد عتیق یا پیمان گذشته معروف است. مدتی نگذشت که قوم اسراییل عهد خود را شکستند و بر علیه خدا گناه ورزیدند. خداوند که از شرایط ما انسانها با خبر است قول یک عهد تازه را به قوم اسراییل داد ( ارمیا 31: 31-33). خداوند می فرماید:" روزی می آید که با اهالی اسراییل و یهودا عهدی تازه خواهم بست. این عهد مانند عهد پیشین نخواهد بود، عهدی که با پدران آنها به هنگام بیرون آوردنشان از سرزمین مصر بستم. چون ایشان آن عهد را اجرا نکرده و آنرا شکستند با این که من همچون شوهری دلسوز از آنها مراقبت می کردم. اما این است آن عهد تازه ای که با قوم اسراییل خواهم بست: دستورات خود را بر قلب هایشان خواهم نوشت تا با تمام وجود مرا پیروی کنند آنگاه ایشان براستی قوم من و من خدای ایشان خواهم بود". در اینجا منظوراز عهد تازه همان عهد جدید است. عهد عتیق یک عهد دو طرفه بین خدا و انسان بود که بوسیله انسان شکسته شد ولی عهد جدید یک عهد یکطرفه و فقط از طرف خدا بود که توسط عیسی مسیح بسته شد.
اجازه بدهید مجددا به موضوع خروج قوم اسراییل از مصر اشاره کنیم: در آن هنگام بره های قربانی نشانه ای از بره کامل خدا بودند که همان عیسی مسیح می باشد. بعد از حدود 1500 سال از واقعه فصح عیسی مسیح عید فصح را با شاگردانش جشن گرفت که به شام آخر مسیح معروف است. در همان شب عیسی برای شاگردانش توضیح داد که با خون خود عهد تازه ای با ما انسانها خواهد بست ( لوقا 3: 14-20). بعد از شام هنگامی که عیسی با شاگردانش به باغ جستیمانی رفت او را دستگیر کردند. فردای آنروز بره بی عیب خدا را به صلیب کشیدند و خونش را ریختند. همانطور که خون بره ها سبب آزادی قوم اسراییل از بردگی مصریها گردید خون عیسی مسیح هم به عنوان بره عید فصح (اول قرنتیان 5: 7) سبب رهایی ما از بردگی گناه گردید. عیسی مرد اما مطابق پیشگویی های کتاب مقدس روز سوم از مردگان قیام کرد و زنده شد (مزمور 16: 10 و اشعیا 53: 10). همانطور که گفتیم عهد عتیق عهدی دو طرفه بود که توسط انسان شکسته شد اما عهد جدید عهدی یک طرفه است. بعد از شام عیسی جام شراب را برداشت و گفت با خون خود که برای شما ریخته می شود پیمان تازه ای بسته ام و این پیاله نشانه آن است ( لوقا 22: 20). گفتیم که ما انسانها همگی گناه می کنیم و قوانین خدا را می شکنیم. عیسی با پرداخت جریمه گناه ما راه نجات را برایمان فراهم کرده است. لذا ما با ایمان قلبی به عیسی و کار او بر روی صلیب وارد عهد جدید خدا می شویم، مشارکت روحانی خود را با او شروع می کنیم و نجات می یابیم. یعنی هرکس قلبا ایمان آورد که عیسی خداوند برای گناهانش خون خود را روی صلیب ریخت، مرد و روز سوم از مردگان قیام کرد گناهانش آمرزیده شده، شخص از مرگ روحانی نجات یافته و یک زندگی جاوید با خدا خواهد داشت. این نجات به علت اعمال ما نیست بلکه به خاطر فیض خداست که ما را آزاد می سازد ( افسسیان 2: 8 و 9).
سوالی که در اینجا پیش می آید این است که چرا این عهد جدید باید از طریق عیسی مسیح بسته می شد؟ همانطور که ذکر شد این عهد یک عهد یکطرفه و از طرف خدا می باشد و عیسی مسیح خودش خداست که البته این موضوع ساده ای نیست ولی درکتاب مقدس به وضوح مشاهده می شود.
اگر به طبیعت اطرافمان نگاه کنیم متوجه می شویم که خداوند بسیاری از چیزها را سه گانه آفریده.، بهترین مثال در این زمینه انسان است که شامل جسم، جان و روح است. مثال دیگر اتم است که شامل پروتون، الکترون و نوترون است. خدا هم شامل پدر، پسر و روح القدس است که در کتاب مقدس دیده می شود. منظور از پسر در اینجا به معنای جسمانی ازدواج و پسر دار شدن نیست بلکه منظور شباهت به پدر است. خدا بودن عیسی را هم در عهد عتیق و هم در عهد جدید مشاهده می کنیم. در اشعیای نبی 9 : 6 که پیشگوی در مورد مسیح است می خوانیم:" زیرا فرزندی برای ما به دنیا آمده. پسری به ما بخشیده شده. نام او عجیب، مشیر، خدای قدیر، پدر جاودانی و سرور سلامتی خواهد بود". در کتاب زکریای نبی خداوند پیشگویی کرده می فرماید: "من روح ترحم و تضرع را برتمام ساکنان اورشلیم خواهم ریخت و آنها بر من که نیزه زده اند خواهند نگریست و عزا داری خواهند کرد چنانکه برای تنها فرزند خود عزا گرفته اند و آنچنان ماتم خواهند گرفت که گویی پسر ارشدشان مرده است". ( زکریا 12: 10). در این آیه به وضوح مشاهده می کنیم که خداوند مرگ خودش روی صلیب و نیزه زدن به او را پیشگویی می کند که در مورد عیسی مسیح انجام شد ( یوحنا 19: 34-37). در عهد جدید آیات زیادی مشاهده می کنیم که در مورد خدا بودن عیسی صحبت می کند. در یوحنا می خوانیم:" در ازل کلمه بود، کلمه با خدا بود و کلمه خود خدا بود. از ازل کلمه با خدا بود. همه چیز بوسیله او هستی یافت و بدون او چیزی آفریده نشد....... پس کلمه انسان شد و در میان ما ساکن شد، ما شکوه و جلالش را دیدیم. شکوه و جلالی شایسته فرزند یگانه پدر و پر از فیض و راستی". ( یوحنا 1:1تا 3 و 14) در متی می خوانیم که مجوسیان برای پرستش عیسی آمده بودند (متی 1:2). شاگردان هم عیسی را پرستش می کردند (لوقا 24: 52). در صورتی که پرستش تنها برای خداست. ( خروج 20: 3-5) و عیسی هرگز شاگردان را از این کار نهی نکرد. در یوحنا می خوانیم که عیس فرمود" یقین بدانید که پیش از تولد ابراهیم من هستم". (یوحنا 8: 57) لازم به ذکر است که من هستم نام خدا می باشد (خروج 14:3). در یوحنا می بینیم که عیسی خود را با پدر یک می داند (یوحنا 10: 30 و 38). در یوحنا آمده است که عیسی چون ادعای الوهیت می کرد یهودیان می خواستند او را سنگسار کنند ( یوحنا 10: 33). در جای دیگر مشاهده می کنیم که عیسی جان خود را خود باز می یابد:" هیچکس جان مرا از من نمی گیرد. من به میل خودم انرا فدا می سازم. اختیار دارم که آنرا فدا سازم و اختیار دارم که آنرا باز بدست آورم. پدر این دستور را به من داده است" (یوحنا 10: 18). توما یکی از شاگردان عیسی او را خداوند و خدای من خطاب کرد ( یوحنا 20: 28). در هنگام تعمید گرفتن عیسی هر سه شخص خدا می توان دید. در جای دیگر عیسی به شاگردان خود فرمود:" پس بروید و همه امت ها را شاگرد من سازید و آنها را به نام پدر و پسر و روح القدس تعمید دهید". ( متی 28: 19) در رومیان فصل 9 آیه 5 می خوانیم:" او ( یعنی عیسی مسیح) ما فوق همه و تا ابد خدای متبارک است". در مکاشفه فصل 22 آیات 12 و 13 می خوانیم: "عیسی می گوید: آری من بزودی می آیم و برای هرکس مطابق اعمالش پاداشی با خود خواهم اورد. من الف و یاء اولین و آخرین آغاز و انجام هستم". از سوی دیگر خداوند در اشعیای نبی فصل 44 آیه 6 می فرماید:" من ابتدا و انتها هستم و غیر از من خدایی نیست". با نگاه به این آیات درک می کنیم که عیسی خود را خدا می خواند.
نکته ای که در اینجا لازم می دانیم اشاره کنیم این است که همانطور که گفته شد جریمه هر گناهی باید داده شود ، چون خداوند عادل است عدالت او ایجاب می کند که ما را به خاطر گناهانمان محکوم سازد و چون خدا محبت است خودش جریمه گناهان ما را پرداخت نمود. مثالی می زنیم: جوانی را به جرمی دستگیرکردند و به دادگاه بردند، قاضی او را به پرداخت مبلغی پول یا رفتن به چندین سال زندان محکوم کرد، پس از ختم دادگاه قاضی پای گیشه رفت و جریمه جوان را خودش پرداخت کرد. وقتی علت را پرسیدند گفت: این جوان پسرم بود. در اینجا به روشنی عدالت توام با محبت قاضی را مشاهده می کنیم. در مورد خداوند هم همین طور است. اگر خداوند ما را به علت گناهانمان محکوم نمی کرد، عادل نمی بود و از سوی دیگر به علت محبتش خودش جریمه گناه ما انسانها را توسط شخص عیسی مسیح پرداخت نمود.
حق جویان عزیز: خداوند در کتاب مقدس به روشنی نقشه مقدس و عظیم خود را برای ما انسانها به وضوح آشکار نموده است. او که خدای محبت است برای نجات ما از عقوبت گناه که جدایی از خدای قدوس است پسر روحانی خود عیسی مسیح را به این جهان فرستاد تا جریمه گناه ما را که مرگ بود با خون خود و مرگش بر روی صلیب پرداخت نماید. او را در قبر گذاشتند ولی قبر نتوانست او را که سرچشمه حیات است در خود نگه دارد. عیسی روز سوم از مردگان قیام کرد و اینک زنده است. اینک هرکس ایمان قلبی داشته باشد که عیسی خداوند جریمه گناهان او را پرداخت کرده و از گناهانش توبه کند مسیح گناهان او را می بخشد و شخص فرزند خدا شده و بطور رایگان صاحب حیات جاودان می گردد. در انجیل یوحنا فصل 3 آیه 16 می خوانیم: "زیرا خدا جهانیان را آنقدر محبت نمود که پسر یگانه خود را داد تا هرکه به او ایمان اورد هلاک نگردد بلکه صاحب حیات جاودان شود". حال شما ای دوست عزیز اگر به نیاز خود به نجات از کناه پی بردید و مایل به دریافت هدیه نجات هستید چنین دعا کنید: ای پدر آسمانی من ممنونم که برای گناهان من پسر روحانی خود عیسی مسیح را به این جهان فرستادی. ای عیسی مسیح از تو تشکر می کنم که برای پرداخت جریمه گناهان من روی صلیب رفتی و خون پاک خود را ریختی و روز سوم از مردگان قیام کردی. من از گناهان خود توبه می کنم و به تو روی می آورم و تو خداوند و ارباب زندگی من هستی. به نام عیسی مسیح می طلبم. آمین.
اگر شما این دعا را قلبا و با همه وجود کرده باشید از گناهان خود رها گشته و نام شما در دفتر حیات خداوند ثبت شده است و صاحب زندگی جاویدان و ابدی با خدا گشته اید
فرا رسیدن سال ۱۳۸۷ را پیشاپیش به همه هموطنان عزیزم تبریک گفته و برای همه هموطنانم سالی خوش پر از شادی و سلامتی و برکت از خداوند خواهانم.
در این میان گریزی هم به ۲۹ اسفند زده ام زیرا که تبریک گفتن سال نو بدون یاد کردن از ۲۹ اسفند ناممکن است.

دوستان عزیزم تصمیم داشتم که در چندین پست در مورد ایرانیان در کتاب مقدس برایتان بنویسم اما نزدیک شدن به روز ۲۹ اسفند که روز بسیار مهمی در تاریخ سرزمین همیشه جاوید ما ایران است مرا بر آن داشت که تبریکی به همه ایرانیان وطن پرست گفته باشم و یادی هم از دکتر محمد مصدق ابر مردی که نظیرش هیچگاه در تاریخ ایران زمین دیده نشده کرده باشم. همان پیشوای انقلابی ایران زمین که نامش هنوز هم موجب آن است که ما ایرانیان در این شرایط بحرانی هم بتوانیم سر خود را بالا گرفته و به ایرانی بودن خود افتخار کنیم. راهش پر رهرو باد.
به امید آزادی سرزمین همیشه جاویدمان ایران.
در پستی که قبلا داشتم اشاره ای به آیه ای از کتاب مقدس در ارتباط با ایرانیان و در مورد پیشگویی خدا درباره ایران در دوران قبل از میلاد مسیح کرده بودم. پیشگویی که به دورانی قبل از شکل گیری امپراطوری ایران در ۲۵۰۰ سال پیش بر می گشت و بیان کننده وضع امروزی ما ایرانیان بود. برادر عزیزم پویا که همواره به من لطف داشته پیشنهاد کرده بودند که متن کامل را از کتاب مقدس بیاورم. بنابراین تصمیم دارم در چندین پست به بررسی ایرانیان در کتاب مقدس بپردازم تا همه عزیزان با دیدگاه های خدای حقیقی نه خدای دروغین نسبت به سرزمین مقدس ما ایران آشنا شوند. سرزمین مقدس آریاها که متاسفانه بعد از حمله اعراب رو به نزول و نابودی رفت و می رود. عیسی مسیح می فرماید دزد می آید که بدزدد، بکشد و نابود سازد اما من آمده ام تا آدمیان حیات یابند و آنرا بطور کامل داشته باشند. به خوبی معلوم است که مقصود از دزد شیطان است . می دانیم که نابودی و مرگ از شیطان است. اما ما یقین داریم که این موضوع دایمی نیست و ایران عزیز ما کامیاب خواهد گردید. چون ما به وعده های خدا در مورد ایران ایمان داریم. متاسفانه در طی سالیان قدمت و تمدن مقدس ما کمرنگ گردیده و پیروی از فرهنگی تحمیلی جایگزین آن گردیده. با خواندن کتاب هایی چون شاهنامه و... حس می کنیم که چه بودیم و حالا چه هستیم. امید است هموطنان عزیز با خواندن و مطالعه تاریخ ایران زمین درک کنند که از چه سرزمین والایی هستند و منشا توهین ها ، سرکوبهای فرهنگی و از بین بردن تمدن بعد از حمله اعراب را بشناسند که همانا از جانب نه تنها دشمن ایران بلکه دشمن همه انسانها است.
